65

امروز با داداشِ و مامانم و خاله کوچیکه و پسرش برا انجام یه کاری رفتیم سمت بازار. همین شد که از اونجا رفتیم تو بازار گشتیم. درهای قدیمی، سقف های گنبدی، حوض آب، همه چی قشنگ بود چندتا عکس یادگاری گرفتیم. به خاطر رادین کوچولو ناهارم فلافل خوردیم. خیلی خوش گذشت.(فقط جهت ثبت در تاریخ)

   + نسترن - ۸:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/۸