امشب مری هم خونه عمو بود. با اینکه قیافه نداره لباسای بی ریخت میپوشه بعد نود و بوقی یه گوشی سامسونگ خریده و با تکنولوژی بیگانه ست و در عوالم خودش سیر میکنه ولی حس بدی بهش ندارم. وقتی اولش خاستگاری کرد بسیار زیاد ناراحت شدم و بهم برخورد ولی نمیدونم چرا همون موقعم احساسم ناخوشایند نبود

تو گروه وایبری بچه های فلان کلاس و مدرسه اد شدم. تمام دختر چادرییا مانتویی شدن با حجابا بی حجاب زشتا خوشگل.

+ دارم فکر میکنم مثل خانوم دکتر د دارم میشم ولی من نه اونو مثل بچه ها مسخره کردم و نه ایراد گرفتم پس نباید به سرم بیاد و شبیه ش بشم...نمیدونم

+سال جدید کم حرف شدم کلن حرفم نمیاد

/ 0 نظر / 18 بازدید