540

این چه رسمیه، تا وقتی ازدواج نکردی باید با خونواده زندگی کنی، خیلی مسخره ست. من دوست دارم برا خودم زندگی کنم مستقل و تنها، چیزی که برام مقدور نیست. کاش دوران دانشجویی حداقل این امکان برای یه مدت کوتاه برام فراهم میشد...البته اینم نشد، برای ارشدم دل دل میکردم که برم اول مشهد، بعد اهواز اما باز هم نشد. مثلن مونا که 20 سالشه و تنها زندگی میکنه اونم تو غربت مار نیشش زده؟ نه والااا، توامان کار میکنه و درس میخونه و در پی گرفتن مدارک مختلفه و کلن تلاش تلاش تلاش هفته ای یک بار هم به خونوادش سر میزنه. حالا من همش وابسته همش ولوو یاد نگرفتم که رو پای خودم باشم

من دوست دارم برم تو کتابفروشی کار کنم اما از نظر خونوادم این کار در شأن من نیست. شأن چیه؟؟!!! کتابفروشی کار بدیه؟؟!!!!

+بعضیام مثل هویجن، خودشون هیچی نیستن تا میرن تو دستگاه ادم میشن، دیدم که میگم....

+همه کاراشونو برا استاد ایمیل میکنن لعنتی به من میگه پاشو خودت بیا، آخه چه خصومتی با من داری؟

+عجب اول بهمن بدردنخوری... :/

/ 3 نظر / 19 بازدید
پرین

چقدر با این پست همذات پنداری کردم ....

ببو جون

شما چرا انقدر منید.????[تعجب] بازم یه حس مشترک دیگه:-) منظورم کار تو کتابخونه بود