599

اینجا(یعنی محل کارم) همه در حال چنب و جوشن همه در حال طی کردن نردبان پیشرفت و ترقی(طرقی) حتی راه رفتنشون مثل دو میمونه سریع راه میرن سریع حرکت میکنن. تالیف کتاب و مقاله و کارهای پژوهشی بیخودی و غیر عملیاتی از دغدغه هاشونه. از 7 صبح گاها تا بوق سگ اینجان، مثل موریانه میمون اما دیدن هیچکدومشون روم تاثیری نداره و دلم نمی خواد دوباره درس بخونم شاید چون الان خسته م شایدم چون تازه اومدم سر کار و فکر میکنم دستاورد بزرگیه، بعد که برام عادی و یکنواخت میشه میرم سراغش

زندگی که همش درس نیست آخه

+ واقعا بعضی از مدیرها و رئیس ها هیچی حالیشون نیستا. یعنی فقط خودشونو قبول دارن. برای هر کاری که انجام میدم و هر حرفی که میزنم چند صفحه مستند اماده میکنم، پرینت میگیرم تا حرف زد میدم دستش.

+ بچه علی به دنیا اومد

+امروز تولد بابامه دلم میخاد الان پیشش بودم دلم میخواد برم بهشت زهرا

 

/ 0 نظر / 6 بازدید