535

ظهری از خستگی دراز کشیده بودم تو مسجد سرد و یخ زده دانشگاه، مراسم ختم بود، روحانی مسجد میگفت وقتی میگی نوکرتم، درخدمتتم یعنی داری دروغ میگی اتش جهنم رو برای خودت نخر، وقتی اینقدر دروغ میگیم نامهربون میشیم...

اینا که دروغ نیست، اصن خدا اینقدر سخت گیر نیست که...

/ 1 نظر / 17 بازدید
ازا

اوهوم جفنگي بيش نبود ...