536

زنگ زدم به امنه میخاستم از دکتر و برادرش خبری بگیرم که نداشت...همین چندوقت پیش تماسهای دکی و برادره رو جواب ندادم چون میدونستم دلیل زنگ زدنشون چیه، اما حالا دلم میخاست بدونم چیکار میکنن. ف هم میدونست چیکارم دارن وقتی گفتم جوابشونو ندادم شاخ هاشو رو کله ش میدیدم

کلن یک مدل خجالتی بودن هم اینه وقتی میدونی چیزی میخای بشنوی که میمونی توش اصلن بهش اجازه حرف زدن نمیدی چون نمیتونی بگی نه، نمیخام، نیستم، نمیتونم. از همون اول خیال خودتو طرفو راحت میکنی

یا اون شیرزاد طفلی هی میخاست بگه اگه بیست و چاری بهت زل میزنم منظور بدی ندارم دلیلش چیز دیگه ایه، نزاشتم حرفشو کامل کنه گفتم باشه شما هر چی بگی درسته به همین روند ادامه بده...البته سمج تر از این حرفها بود

+ من: 40,000 رکورد 100 روز 5 میلیون

   اون: 40,000 رکورد 14 روز 1 میلیون

   نتیجه: یک تزی دادم تا نیاز به پاکسازی نباشد پولشونم بزارن جیبشون زحمت بیخود ندن.

/ 0 نظر / 19 بازدید