سکوتی مرمخوز اینجارو گرفته

به خاطر هوای ابریه؟

شاید

پاییز دوستداشتنی من داره از راه میرسه

این هفته یه عصرونه رفتم خونه زهرا و یه روز ناهار خونه ساناز

خوش گذشت اما من غمگینم

خالم خوش نیست

دارم  کتاب بودن با دوربین که زندگینامه کاوه گلستانه رو میخونم از ادمهای یهویی خوشم میاد اینکه یه شب از مدرسه ش تو انگلیسی میزنه بیرون و زمینی برمیگرده ایران بدون اطلاع خانواده و پدرش از همون موقع دیگه رابطه خوبی باهاش نداشته. ادمی که میاد میره دنبال ارزوهاش دنبال اون چیزی که دوست داشته یه زندگی پرهیجان و پرچالش

شب ها هم کتاب مارک و پلوی ضابطیان رو میخونم باهاش از این کشور به اون کشور میرم و با رویای سفر دور دنیا به خواب میرم

 

/ 0 نظر / 8 بازدید