602

یه اقای لام هست اینجا که از نیروهای خدمه ست و همه کاری انجام میده دیروز هی اومد رفت گفت کجا رفتی تعطیلاتو؟ خوش گذشت؟ گفتم جایی نرفتیم خونه بودیم همش. گفتم حالا شما کجا رفتی؟ با یه ذوقی گفت یه جای خوب. دوباره رفت و اومد گفت کجا رفته باشم خوبه؟ منم ساده گفتم یه جای خوش آب و هوا دماوند، رینه ای جایی گفت نه بابا رفته بودم ارمنستان.

من: به سلامتی با خانم بچه ها دیگه

آقای لام : نه بابا مجردی رفته بودیم عشق و حال، جات خالی شب تا صبح تو دیسکو بودیم میزدیم میرقصیدیم وای وای، تازه دو ماه پیشم گرجستان بودم ماه قبلشم ترکیه بودم دو ماه دیگه ام میرم ارمنستان

اینا به کنار نمیدونم چرا به من گفت جات خالی؟!!! واقعا جام خالی بوده اونجا!!!

جالب اضافه کاریم وای نمیسه ساعت 8 میاد 3 میره

+ دیروز دوتا مانتو خریدم اونم مشکی اینجا رنگی بپوشی همه نگاهت میکنن. گل سینه و دستبندم نباید بندازی چون اولین چیزی که چشمشون میبینه اوناست.

+ فکر میکنم مامانم داره دچار افسردگی میشه آخه خیلی احساساتی شده تا یه چیزی میشه سریع بغض میکنه :(

/ 1 نظر / 19 بازدید
سادگی

[گل][گل][گل] خب دقیقا منظورش این نبوده که جای شما خالی. یعنی می‌خواسته بگه اینقدر خوش گذشته که نگو.... می‌خواسته عمق لذتی رو که برده توصیف کنه. و شاید هم به معنای این بوده که شما هم به جاهایی که رفته برید. یعنی تنهایی و نه با اون.